
|
|
|
|
|
|
Comments: Iran to chair Human Rights Council Social Forum in November
Comments: Faramarz khan. Please let's not get personal. Death to Islamic Republic is the slogan of majority of the people in iran, in metros, in stadiums, and on the streets. Marg bar dictator, marg bar Khamenei is what we hear everyday from ordinary people in iran. Marg bar dictator is not Fahashi. Calling those in charge gharatgar dozd and Ghatel is not fohsh, it is the fact that everyone is aware of. There is no sympathy for this regime and those in charge. You can't be nice to bunch of adamkosh. Look what they did in the past 6 months. Over 600 people (mostly youngsters) executed. I heard near 1000 youngsters are blind from being shot by sachmeh. What do you expect me to say instead? Should I say: خیلی عذر میخوام جناب آقای خامنه ای رهبر معظم، میشه خواهش کنم بساطتون را جمع کنید و تشریف ببرید؟ Faramarz, I am a minnow and not an activist to unite people. I do my part like many on this page or abroad to express my nefrat towards a bunch of koodak kosh. What do you suggest we should do to unite people against this regime and topple this backward regime?
Comments: براساس اعلام رئیس شورای حقوق بشر، علی بحرینی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمانهای بین المللی در ژنو به عنوان رئیس نوزدهمین اجلاس مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر در سال ۲۰۲۳ انتخاب شد
Comments: Farid that is funny and sad at the same time
Comments: Price is so high that they do not announce it. https://www.instagram.com/reel/Cqxb23SIARs/
Comments: Mamnoon for posting the drawings. I think Iran and SA got the easiest groups. Japan has the hardest. But in Asia, the difference between easy and hard within second and third tier teams is really minimal.
Comments: ایران در صورت رسیدن به جمع 8 تیم طبق جدول باید با برنده تیم اول گروه E (احتمالا کره جنوبی) و تیم دوم گروه D (احتمالاً عراق یا ویتنام) دیدار کند. در صورت پیروزی در آن مسابقه، تیم ملی کشورمان راهی نیمه نهایی خواهد شد. از طرفی صدرنشین گروه A (احتمالاً قطر) در مرحله یک هشتم با یکی از 3 تیم سوم گروههای C,D,E دیدار خواهد کرد. تیمهای فلسطین، ویتنام و بحرین به عنوان تیمهای سید سوم در این 3 گروه قرار گرفتهاند و شاید در نهایت یکی از آنها حریف شاگردان کیروش در یک چهارم شود. تیمهای دوم گروههای B و F که احتمالاً ازبکستان و عمان خواهند بود در مرحله یک هشتم با هم دیدار میکنند و برنده آنها برای صعود به جمع 4 تیم احتمالاً مقابل قطر به زمین خواهد رفت. تیم ملی کشورمان با وجود این پیشبینیها احتمال دارد با شاگردان کیروش در مرحله نیمه نهایی دیدار کند و در صورت رسیدن به فینال راه یابد. سایر مدعیان قهرمانی مثل ژاپن، عربستان و استرالیا در آن طرف جدول برای رسیدن به فینال تلاش خواهند کرد
Comments:
Comments: https://www.facebook.com/reel/5970428906388005
Comments: Sorry I meant to write that in ifp1.
Comments: Isn't it the saddest thing when you're afraid to go to your own birthplace? You never know if you can get passed the passport control.
Comments: Realist, I am convinced that the reason this regime has not changed is because of people like you. All fohsh and shoAr, but without a plan. The heat will only disburse people rather than unit them.
Comments: The game yesterday had two great goals with City's goal engulfed in some controversy and that the ref was bought by Arabs. Lots of discussions about the two PKs he did not call for RM and that the City goal was out of bounds. I have not seen today's game.
Comments: https://youtu.be/oKuXn0MFHUQ https://youtu.be/wFU1rF6DfWs
Comments: Iran Executes Three Convicted Drug Cartel Members
Comments: Indeed. Darkest of our history since invasion of Arabs / Islam. This regime has to be toppled and thrown in Zobalehdan of Tarikh. Even regime is the wrong word. You essentially have a number of Gharatgar, dozd, and Ghatel who basically are just destroying the country and ruining Iranian lives. Death to Islamic Republic. What a nang!
Comments: Very sad. We are in a very dark time of our history.
Comments: In all honestly, I really can't say anything that would describe my pain when a kid is executed for any reason. Unfortunately, back home the reasons are just not "reasonable". Too many lives lost.
Comments: Woman who wrote book on grief following husband's death accused of his murder
Comments: ![]() بخشی از نامه #فرزاد_کمانگر بنویسید درد و رنج ، بخوانید زندگی «آنکه از رگ و ریشه آموزگار است همه چیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی میگیرد(نیچه) به آن روزها فکر میکنم ، باید معلم بچه هایی میشدم که در کودکی درد و رنج بزرگسالی را به دوش میکشیدند و در بزرگسالی آرزوهای برآورده نشده کودکیشان را از فرزندانشان پنهان میکردند ، معلم دخترانی که با دستانی پر نقش و نگار سوی چشمشان را پای دار قالی میگذاشتند تا هنرشان زینت بخش خانه های دیگران باشد و مژده نان برای سفره خانواده . معلم کودکانی که زاده رنج و درد بودند اما امید و حرکت سرود جاری لبانشان بود ، کسانی که سخت کوشی و سخاوت را از طبیعت به ارث برده بودند . آنها کسی را میخواستند از جنس خودشان ، کسی که بوی خاک بدهد ، کسی که معنی نابرابری و فقر را بداند ، رفیقی که همبازیشان شود و آرزوهایشان را باور کند . با آنها بخندد و با آنها بگرید . آنها یک دوست ، یک سنگ صبور ، یک هم راز میخواستند که مثل خودشان بیقرار ساعتهای مدرسه باشد کسی که به ماندن فکر کند نه رفتن .دیری نگذشت که در کنار آنها خود را نه معلم که محصلی دیدم که خیلی دیر راه مکتبش را یافته بود.» . #فرزاد_کمانگر #۱۹_اردیبهشت #روز_معلم فرزاد کمانگر در سال ۱۳۸۸ اعدام شد؛ اما با نامهای که خطاب به دانش آموزانش نوشت، درسی ماندگار به آنان دادمعلم آزاده کرد فرزاد کمانگر، در مردادماه سال ۱۳۸۵، زمانی که برای پیگیری درمان برادرش به تهران آمده بود، دستگیر و زندانی شد. او با ۱۲ سال سابقه تدریس، پس از دستگیری به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید. فرزاد دلاور پس از شکنجههایی که در ۲۰۹ اوین، اطلاعات سنندج و کرمانشاه متحمل گردید، پس از ۳۳ ماه سلول و انفرادی، در روز ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ اعدام گردید. ![]() فرزاد کمانگر زمانی که به زندان رجاییشهر کرج منتقل شده بود، نامهای خطاب به کودکان دانش آموزش نوشته است که بیانگر روح انقلابی و آزاده او میباشد. بازنشر نامه فرزاد بهترین شاهد از روح مردی بزرگ است که با غم و درد و اندوه مردمش زیست. کسی که با یاد آنها زیست در آرزوی روزی که مردم و کودکان دبستانیاش طلوع آزادی را شاهد باشند؛ اما در بر طناب دار بوسه زد. نامه فرزاد کمانگر به دانشآموزانشبچه ها سلام «دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم. هر روز به جای شما به خورشید روز بخیر میگویم. از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما میخوابم. گاهی «چیزی شبیه دلتنگی» همه وجودم را میگیرد. کاش میشد مانند گذشته، خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار خستگیهایمان را همراه زلالی چشمه روستا به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب» و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم. همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات آن، زیر سنگی میگذاشتیم. چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد، چه فرقی میکند عدد پی سه ممیز چهارده باشد یا صد ممیز چهارده؟ تغییری از جنس «عشق و معجزه»درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه»، لکههای ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پر شورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند. منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.» زمزمه آرزوهای فرزاد کمانگر با دانشآموزان دبستانیاش«کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه، الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر میسرودیم و آواز میخواندیم. بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم. کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی، همان دروازهبان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید. اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد. کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس اول میشدم. همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا نمیآمدید. میدانم بزرگ شدهاید، شوهر میکنید؛ ولی برای من همان فرشتگان پاک و بیآلایشی هستید که هنوز «جای بوسه اهورا مزدا» بین چشمان زیبایتان دیده میشود. راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبودید، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید. یا اگر در این گوشه از «خاک فراموششده خدا» به دنیا نمیآمدید، مجبور نبودید در سن سیزده سالگی با چشمانی پر از اشک و حسرت «زیر تور سفید زن شدن» برای آخرین بار با مدرسه وداع کنید و «قصه تلخ جنس دوم بودن» را با تمام وجود تجربه کنید.» وصیتهای فرزاد کمانگر خطاب به دختران سرزمین آفتاب و پسران طبیعت«دختران سرزمین اهورا، فردا که در دامن طبیعت خواستید برای فرزندانتان پونه بچینید یا برایشان از بنفشه تاجی از گل بسازید، حتماً از تمام پاکیها و شادیهای دوران کودکیتان یاد کنید. پسران طبیعت آفتاب، میدانم دیگر نمیتوانید با همکلاسیهایتان بنشینید، بخوانید و بخندید، چون بعد از «مصیبت مرد شدن» تازه «غم نان» گریبان شما را گرفته است. اما یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید. به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان، برای امروز و فرداها، فرزندی از جنس «شعر و باران» باشند. به دست باد و آفتاب میسپارمتان تا فردایی نه چندان دور درس عشق و صداقت را برای سرزمینمان مترنم شوید. رفیق، همبازی و معلم دوران کودکیتان فرزاد کمانگر– زندان رجایی شهر کرج- ۹/۱۲/۱۳۸۶» |
| < Previous 20 | Next 20 > |