09/22/22
Comments:
اروگوئه؛ یک قرن ثبات ۹۲ سال پیش تیم ملی فوتبال اروگوئه در نخستین دوره جامجهانی که میزبانش هم خودش بود قهرمان شد. نزدیک به یک قرن از قهرمانی اروگوئه در جامجهانی میگذرد. اکنون خیلی وقت است که آنها دیگر در حد و اندازههای قهرمان جامجهانی نیستند، اما در این نزدیک به یک قرن، هرگز تیمی ضعیف و درجه چندم هم نبودند و همیشه حرفهای زیادی برای گفتن داشتند. هدایت این تیم هماکنون بهعهده آلونسو است و نکته جالبتر اینکه از ۷۶ سال پیش تاکنون اروگوئهایها به غیر از یکبار هرگز مربی خارجی نداشتهاند. یک قرن ثبات یکی از افتخارات این تیم بهشمار میرود. اروگوئه تیمی متکی بر سرعت و تکنیک است، ویژگی رایجی که در اکثر تیمهای آمریکای لاتین رویت میشود. این تیم شباهتی به انگلیس یا ولز ندارد، اما شاید کمی شبیه آمریکا باشد. تیم قدرتمند آمریکای جنوبی پر از ستاره است که البته یکی از مهمترین ستارههایش یعنی ادینسون کاوانی مقابل ما به میدان نمیرود. این تیم کلی ستاره دیگر هم دارد، از لژیونرهایش در تیمهای لیورپول و اتلتیکومادرید گرفته تا ستارههای دیگری در رم، رئال مادرید و ناپولی. چیزی که مشخص است اینکه این تیم بیشتر از ما ستاره دارد که البته همیشه همینطور بوده.
09/22/22
Comments: The 3-2-5: Guardiola's Philosophy Starts to Matierialize at Manchester City
The formation, though it is often presented as a 4-3-3 on the pre-match graphic, transforms into a 3-2-5. There are various nuances to the correct implementation of the functioning formation, but some of the more important ones are attacking and defending with five, width, midfield ball retention, and movement. All of these key aspects, combined with positional discipline, high work rate, and counter-pressing, make up the Guardiola playing philosophy at Manchester City.
09/21/22
Comments: برای عزیزانی که فدای میهن و آزادی شدند نه آنهایی که فدای ابقای رژیم اهریمنی شدند [video]https://www.youtube.com/watch?v=l9ghRbjBRPs[/video]
لالا لالا دیگه بسه گل لاله بهار سرخ امسال مثل هرساله هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله نخواب آروم گل بی خار و بی کینه نمی بینی نشسته گوله تو سینه آخه بارون که نیس،رگبار باروته سزای عاشق های خوب ما اینه؟ نترس از گوله ی دشمن گل لادن که پوست شیره پوست سرزمین من اجاق گرم سرمای شب سنگر دلیل تا سپیده رفتن و رفتن نخواب آروم گل بادوم ناباور گل دلنازک خسته،گل پر پر نگو باد ولایت پر پرت کرده دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر دوباره قد بکش تا اوج فواره نگو این ابر بی بارون نمی ذاره مث یار دلاور نشکن از دشمن ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم کتابای سفیدو دوره می کردیم که فکر شبکلاهی از نمد باشیم نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب نگو کو تا دوباره بپریم از خواب بخون با من نترس از گلوله ی دشمن بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره نگو تقدیر ما صد تا گره داره به پیغام کلاغای سیا شک کن که شب جز تیرگی چیزی نمی آره نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره نخواب وقتی که خون از شب سرازیره بخون وقتی که خوندن معصیت داره بخون با من،بیا تا من،نگو دیره سکوت شیشه های شب غمی داره ولی خشم تو مشت محکمی داره عزیز جمعه های عشق و آزادی کلاغ پر بازی با تو عالمی داره نخواب ای حسرت سفره گل گندم نباش تو دالونای قصه سردرگم نخواب رو بالش پرهای پروانه که فریاد تو رو کم دارن این مردم لالا لالا دیگه بسه گل لاله
09/21/22
Comments: Loved the Archamaedis music!
09/21/22
Comments: Zinsky I think they mean 5-3-2.
09/21/22
Comments:
اختصاصی: سناریوسازی جدید علیه مهسا امینی؛ او نه سیاسی بود، نه بیمارطبق آخرین خبرهایی که «ایران وایر» در گفتوگو با «عرفان مرتضایی» پسرخاله مهسا امینی به دست آورده است، خانواده مهسا برای پذیرش سناریوی جمهوری اسلامی مبنی بر انجام عمل جراحی پیش از این واقعه بر مغز دخترشان تحت فشار هستند. اما، تاکنون در مقابل پذیرش این مساله مقاومت کردهاند. از سوی دیگر، طبق اظهارات پسرخاله مهسا، جمهوری اسلامی در پی آن است که مهسا امینی را به پسرخالهاش که عضو سازمان «کومله» کردستان، از احزاب مخالف جمهوری اسلامی است، مرتبط کند. عرفان مرتضایی طی این گفتوگو هرگونه ارتباط مهسا را با احزاب سیاسی تکذیب کرد و همچنین خبر داد که نوه نوجوان خاله مهسا، از روز نخست اعتراضات تا روز تولد مهسا در بازداشت به سر میبرده است. ۳۰ شهریور تولد «مهسا (ژینا) امینی» همزمان با پنجمین روز اعتراضات سراسری در شماری از شهرهای ایران است؛ دختر ۲۲ سالهای که پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، جان خود را از دست داد. «عرفان مرتضایی» پسرخاله مهسا امینی و عضو حزب کومله کردستان، در گفتوگوی تصویری با «ایران وایر» خبر داد که پس از قتل دخترخالهاش تاکنون یعنی ۳۰ام شهریور، خانواده مهسا امینی مقابل پذیرش سناریوی جمهوری اسلامی مبنی بر ابتلای او به بیماری و انجام عمل جراحی پیش از مرگاش، مقاومت کردهاند. پیشتر «ایران وایر» خبر داده بود که جمهوری اسلامی و همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی در پی اخذ اعترافات اجباری از والدین مهسا امینی مقابل دوربینهای این رسانه حکومتی هستند. از سوی دیگر به گفته عرفان مرتضایی پدر و مادر مهسا امینی به دلیل قتل فرزندشان و فشارهای نیروهای حکومتی از شرایط جسمانی نامساعدی برخوردار هستند و چندین بار در درمانگاه بستری شدهاند. اما به گفته پسرخاله مهسا، سناریوی دیگری توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در حال پیگیری است. او میگوید که جمهوری اسلامی ضمن تهدید و فشار بر خانواده مهسا امینی در پی آن است که فرزند کشتهشدهشان را مرتبط با احزاب سیاسی کرد بنامند؛ یعنی مهسا امینی، دختری ۲۲ ساله را که تاکنون پای خود را از مرزهای ایران آن طرفتر نگذاشته است. عرفان مرتضایی به «ایران وایر» میگوید: «از زمان انتشار خبر به کما رفتن مهسا، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران سناریوسازی خود را آغاز کرده است. اعضای سایبری و اطلاعات جمهوری اسلامی در فضای مجازی مدعی شدهاند که من مهسا را از ایران به بیرون هدایت کردهام، او را آموزش امنیتی و سیاسی دادهام و بعد به ایران بازگرداندهام. همچنین مدعی شدهاند که آخرین عکس و فیلم داخل متروی تهران، کار بنده بوده است.» او در پاسخ به سوال «ایران وایر» که چقدر این ادعا حقیقت دارد، پاسخ داد: «صریحترین پاسخ من این است که مهسا طی ۲۲ سال زندگی خود به هیچ عنوان حتی یک دقیقه از ایران خارج نشده است. مهسای نازنین ما دختری بود که فقط در فکر زندگی و موسیقی، سفر و هنر بود. مهسای ما به هیچ عنوان علاقه و فعالیت سیاسی نداشت.» عرفان مرتضایی همچنین گفت: «جمهوری اسلامی که ادعا میکند کل ایرانزمین تحت کنترل نیروهای امام زمان و وزارت اطلاعات است، چطور من توانستهام وارد و خارج شوم و [آنها] متوجه نشوند؟» بازداشت یکی از اعضای خانواده مهسا امینی در زندان مرکزی سقز عرفان مرتضایی همچنین به «ایران وایر» خبر داد که از روز نخست تظاهرات در شهر «سقز» کردستان در پی خاکسپاری پیکر مهسا امینی، برادرزادهاش، یعنی نوه خاله مهسا به نام «ارکان مرتضایی» در بازداشت بوده است. صبح ۳۰ شهریور ارکان مرتضایی با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی «سقز» آزاد شده است. عرفان مرتضایی میگوید: «برادرزادهام [ارکان] در اولین روز اعتراضات سقز پس از خاکسپاری مهسا توسط وزارت اطلاعات ربوده شده بود. بعد از دو روز خانواده مطلع میشوند که ارکان در ستاد خبری ۱۱۳ سقز گرفتار شده است و پس از این دو روز به زندان مرکزی سقز فرستاده شده بود.» ارکان مرتضایی ۱۷ ساله است. بنا به اظهارات عرفان مرتضایی، خانواده مهسا امینی اعم از والدین، برادر و داییهایش تحت فشار امنیتی قرار دارند و حتی خانواده عرفان مرتضایی از ارتباط تصویری و تلفنی با او منع شدهاند: «تمام این فشارها برای اخذ اعتراف اجباری از خانواده مهسا است تا بلکه اعتراضات سراسری را خاموش کنند.» خانواده هیچ دسترسی به مدارک پزشکی ندارد ۳۰ شهریور قوه قضاییه جمهوری اسلامی نخستین ادعای پزشکی قانونی را درباره مهسا امینی اعلام کرد. طبق این اظهارات مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران مدعی شده است که مهسا امینی در سال ۱۳۸۶ در یکی از بیمارستانهای تهران مورد جراحی مغز قرار گرفته است و هیچگونه آثاری از ضرب و جرح در ناحیه سر و صورت او وجود ندارد. در حالیکه در روزهای گذشته پزشکان متعددی ابتدا از روی عکس منتشر شده از مهسا در بیمارستان، مدعی شدند که سر مهسا مورد اصابت ضربه قرار گرفته است. ۲۷ شهریور نیز تصاویری در تلویزیون «ایران اینترنشنال» منتشر شد که به ادعای این رسانه سیتیاسکن مغز مهسا امینی بود. پزشکان گفتهاند که طبق این تصاویر، جمجمه مهسا امینی دچار شکستگی شده است. پزشکانی که سیتی اسکن مغز و ریه خانم امینی را دیدهاند میگویند اگر عمل جراحی مغز روی او صورت گرفته بود، آثار جراحی در سیتی اسکن مغز مشهود بود. عرفان مرتضایی به «ایران وایر» میگوید که تاکنون خانواده مهسا امینی هیچگونه مدارک پزشکی حتی از سوی بیمارستان «کسری» که مهسا از بازداشتگاه «وزرا» به آن منتقل شد، دریافت نکردهاند. پسرخاله مهسا میگوید: «پزشکی قانونی هیچگونه مدرک یا مدارکی دال بر چگونگی فوت مهسا به اعضای خانواده و والدین او ارائه نداده است. حتی به آنها اجازه دیدار آخر را هم ندادهاند. ابراهیم رئیسی در مقر سازمان ملل میگوید که پیگیر وضعیت پرونده است. در حالیکه حتی بیمارستان کسری هم از ارائه مدارک پزشکی مهسا خودداری میکنند.» طبق نقل قولهای قوه قضاییه، «تعیین علت فوت متوفی» نیازمند زمان است. در واقع، پنج روز پس از خاکسپاری مهسا امینی، هنوز مقامات رسمی اعلام نکردهاند که چرا مهسا کشته شد. عرفان مرتضایی ضمن تاکید چندباره بر فشار بر خانواده مبنی بر پذیرش انجام اعتراف اجباری، یادآور میشود: «جمهوری اسلامی سالیان متمادی همین کار را کرده است. یعنی همیشه زندانیان سیاسی بسیاری را تحت عناوین مختلف، با سناریوسازی جلوی تلویزیون میآورد و اعتراف اجباری میگیرد و احکام سنگین [قضایی] میدهد. همین روند را میخواهند بر سر پدر و مادر مهسا بیاورند که خوشبختانه این اقدامشان عملی نشده است.» مهسا که بود؟ تصاویر اندکی از مهسا امینی موجود است؛ گاهی در حال رقص، گاهی هم در حال فوت کردن قاصدکی به مقصدی نامعلوم. طبق اطلاع ایران وایر این خواسته خانواده مهسا امینی است که تصاویر کمتری از او منتشر شود. حال و روز عمومی والدین مهسا، نامساعد گزارش شده است. مهسا دومین فرزند خانوادهشان بود. «آرمین» فرزند اول والدین مهسا در کودکی جان خود را از دست داده بود. مهسا که شور و شوق را به خانوادهاش آورده بود، پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، جان خود را از دست داد. نزدیکترین فرد به مهسا امینی، برادرش بود؛ یعنی همان کسی که هنگام بازداشت همراه مهسا بود و نخستین بار شهادت داد که چه بر سر خواهرش آمده است. برادر مهسا وقتی او همچنان در کما بود، به «ایران وایر» گفته بود که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و میخواهد دنیا را از ظلمی که به خواهرش روا داشته شده است، خبردار کند. عرفان مرتضایی در توصیف مهسا امینی به ایران وایر میگوید: «مهسا یا همان ژینای عزیز ما همیشه خندان، پر از شور و شوق و انرژی بود. عاشق موسیقی، سفر و لباسهای کردی و کارهای هنری بود. مهسای ما خیلی پاک و معصوم بود و فکر نمیکنم هیچکس از اقوام و دوستان و آشنایان خاطره ناراحتکنندهای از مهسا داشته باشند.» پسرخاله مهسا میگوید که رویای او زندگی دور از هیاهو، آرام توام با آزادیهای شخصی بود؛ یعنی بتواند برای خودش و زندگیاش تصمیم بگیرد. طبق این روایت، مهسا هم مثل بسیاری از زنان ایرانی از پوشش و حجاب اجباری ناراضی بود، کتاب میخواند و به دنبال زندگی رو به پیشرفت بود تا بتواند مستقل باشد. عرفان مرتضایی میگوید: «مهسا برای آنکه مستقل باشد، مغازه فروش مانتو داشت.» حالا، ۳۰ام شهریور، روز تولد مهسا امینی، کمتر کسی در جهان هست که نام او را نشنیده باشد. نام و تصاویر مهسا امینی در رسانههای بینالمللی طنینانداز شده است. حتی اگر جمهوری اسلامی سناریوهای تازه خود را هم به پیش ببرد، جهان آن را باور نخواهد کرد. مهسا امینی در حال حاضر، آخرین کشته بر اثر خشونت جنسیتی در ایران است که صدای ظلم حکومتی به زنان ایران را به فریادی خشمگین و رسا تبدیل کرده است.
09/21/22
Comments:
https://www.entekhab.ir/fa/amp/news/695984
09/21/22
Comments:
09/21/22
Comments: Very close! [video]https://www.youtube.com/watch?v=QjG8_Pkx8Ec[/video]
09/21/22
Comments: How did our ancestors speak? [video]https://www.youtube.com/watch?v=44KZlwLYeSc[/video]
09/21/22
Comments: 3-2-5? That’s scary…
09/21/22
Comments: به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ یک ابرکامپیوتر ترکیب تیم ملی انگلیس در بازی اول مقابل ایران را پیشبینی کرده است. این ترکیب که شباهت زیادی به انتخابهای گرت ساوتگیت در دو سال اخیر دارد نشان میدهد احتمالا سهشیرها با سیستم 5-2-3 به مصاف شاگردان کیروش خواهند رفت.
براساس این پیشبینی قرار است جوردن پیکفورد درون دروازه انگلیس قرار بگیرد و ریس جیمز، کایل واکر، جان استونز، هری مگوایر و بن چیلول مدافعان یهشیرها خواهند بود. دکلان رایس و میسن مونت در میانه میدان قرار دارند و فیل فودن، رحیم استرلینگ و هری کین هم مثل هجومی تیم ساوتگیت هستند.
09/21/22
Comments: Thank you all for ignoring what needs to be ignored.
09/21/22
Comments:
Has anyone been to this cemetery in Iran ![Big Grin - :D [biggrin]](https://cdn.websitetoolbox.com/images/boards/smilies/biggrin.gif)
https://www.jpost.com/omg/article-717629
09/21/22
Comments: مشتی چرا مزخرف میگی
The clip shows her walking out of the van and walking into the class. DO you dispute this?
The medics show up only after she collapses.
Don't insult people's intelligence, they are not blind like you
09/21/22
Comments: مرسی HAMVATAN.
زینسکی خان این مقاله را یکی دوروز پیش دیدم و ایشان مثل اینکه شاهد عینی باشن. امیدوارم که بلایی سرش نیاورده باشند.
افشاگری ستوان یکم حسن شیرازی جمعی یگان گشت ارشاد تهران در خصوص چگونگی آسیب منجر به فوت *مهسا امینی*:
زمانی که مهسا را از اتوموبیل ون پیاده کردند من از پنجره یکی از طبقات او را می دیدم دخترک بسیار ترسیده بود و با صدا بلند در حالی که دستانش را روی سرش گرفته بود جیغ می کشید. یکی از خواهران به سمتش رفت و گفت، خانم جیغ نزن یک تعهد می دهی و تا یک ساعت دیگر آزاد می شوی. اما چنان ترسی در دخترک بود که گمان کنم اصلاً حرفهای او را نمیشنید و به جیغ زدن ادامه می داد و می گفت ولم کنید.
همکاران خانم او را کشان کشان به سمت ساختمان بازداشتگاه ارشاد می بردند و او همچنان جیغ می زد. ناگهان فرمانده یگان ارشاد *سرهنگ پاسدار سید عباس حسینی* که عازم کربلا هم بود و برای شرکت در مراسم اربعین ساعاتی قبل در صبحگاه از تمام نیروهای یگان طلب عفو و حلالیت کرده بود، در حالی که از شنیدن صدای جیغ دخترک خیلی عصبانی به نظر می رسید وارد معرکه شد و با مشت محکمی بر سر مهسا ضربه زد و گفت *خفه شو دختره بدکاره*.
ناگهان سکوت بر فضای یگان حاکم شد و مهسا روی زمین افتاد. سپس به او لگد زد و گفت ببرید بازداشتگاه منفی دو که تاریکترین بازداشتگاه یگان ما است. مهسا بیهوش بود ولی خانم ها سعی می کردند او را بلند کنند. خانم صدیقی گفت تمارض نمی کند جناب سرهنگ، بی هوش است و خانم خالقی هم با استرس گفت از گوشش خون می آید.
ناگهان همه سراسیمه شدند و سرهنگ که نمی خواست از خود نگرانی بروز دهد با غرور و نخوت همیشگی اش به اتاق خود برگشت و بیست دقیقه ای طول کشید تا آمبولانس به محوطه یگان آمد و مهسا را برد.
اگر در برنامه سرهنگ تداخلی نشده باشد، اکنون در کربلا مشغول عزاداری اربعین است.
من بر حسب وظیفه شرعی و شرف سربازی که به آن سوگند خورده ام حقایق را برای مردم ایران نشر دادم و این مطالب را برای بازرسی سازمان و دفتر فرماندهی معظم کل قوا نیز به صورت مکتوب ارسال کردم. مهسا در کلاس دچار سکته قلبی نشده و این بزرگترین دروغ از جانب مرتکبان قانون شکن در قتل یک دختر مسلمان است.
*با ادای احترام و عرض تسلیت و همدردی به خانواده محترم مرحومه #مهسا_امینی *
09/21/22
Comments: Farhad, what do you think is an appropriate punishment for impersonating ISP members on here?
09/21/22
Comments: https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%DB%8C
فاطمه سپهری، کنشگر سیاسی، فعّال در زمینهٔ حقوق زنان، دموکراسیخواه و زندانی سیاسی اهل ایران است. او و برادرش محمدحسین سپهری یکی از امضاکنندگان نامهٔ درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی است.[۱][۲] فاطمه سپهری به اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی و همچنین تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب» به حبس و شلاق محکوم شده بود.[۳][۴] فاطمه سپهری زادهٔ ۱۳۴۳ است. در سال ۱۳۸۳ و در ۴۰ سالگی در کنکور دانشگاه شرکت کرد و موفق شد در دورهٔ لیسانس مدیریت بازرگانی در دانشگاه فردوسی مشهد قبول شود و مدرک کارشناسی خود را از این دانشگاه دریافت کند.[۵] فاطمه سپهری فرزند ابراهیم،[۶] همسرش را در طی جنگ ۸ سالهٔ ایران و عراق و در اوایل دههٔ ۶۰، از دست داد و سرپرستی فرزندش به حکم دادگاه و بر خلاف رضایت سپهری، به پدر همسرش (به عنوان ولی شرعی) داده شد.[۷] کنشگری سیاسی و بازداشت[ویرایش]فاطمه سپهری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۹۸، یکی از امضاکنندگان بیانیهٔ ۱۴ زن کنشگر درون ایران[۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳] است که از بیانیهٔ ۱۴ فعّال سیاسی برای کنارهگیری خامنهای از حکومت و نیز گذار از جمهوری اسلامی، پشتیبانی کرد[۱۴][۱۵] و پس از آن، در ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ به همراه برادرش محمدحسین سپهری به دست مأموران امنیتی در مشهد، بازداشت شد[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] و ابتدا به بازداشتگاه ادارهٔ اطلاعات مشهد و سپس به زندان مرکزی (وکیلآباد) مشهد، منتقل شد.[۲۵] ادامه دادن به اعتراضات و نیز نپذیرفتن عفو خامنهای[ویرایش]او (پس از تقریباً ۹ ماه حبس) در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، به دلیل همسر شهید بودن، آزاد شد؛ ولی پس از آزادی مشروط، در پیامی ویدیویی گفت: «من کوتاه نمیآیم، ساکت نمینشینم، حرف برای گفتن، خیلی دارم؛ این راه را ادامه میدهم و سکوت نمیکنم».[۲۶]
وی پیشتر (در ۲۲ فروردین ۱۳۹۹) نیز در اعتراض به آزادیاش بر پایهٔ عفو رهبری، گفته بود: «من عفو رهبری نمیخواهم؛ زیرا رهبری را قبول ندارم. من کاری نکردم [جرمی انجام ندادهام]. [سران حکومت جمهوری اسلامی] جنگ تحمیلی را راه انداختند و بچههای مرا بیپدر کردند و ۳۸ سال زندگی مرا به تاراج بردند، حالا به من میخواهند عفو بدهند! مگر من چه کار کردم؟! تمام اتهامات مرا ابتدا ثابت کنند، بعد، مرا به زندان ببرند، ابد بدهند، اعدامم کنند. من عفو خامنهای را نمیخواهم؛ عفو را به کسانی بدهد که رهبر را دوست دارند».[۲۷]
اتهامها و محکومیت[ویرایش]او مانند برادرش (محمدحسین سپهری) و دیگر امضاکنندگان بیانیهٔ ۱۴ فعال سیاسی، به حکم دادگاه انقلاب مشهد،[۲۸] به اتهام توهین به اسلام، اهانت به خمینی و خامنهای، براندازی حکومت جمهوری اسلامی، تبلیغ علیه نظام، مصاحبه با رسانههای معاند نظام، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، برهم زدن امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی با تجمع کردن،[۲۹][۳۰][۳۱] در حکم اولیه، به ۶ سال حبس[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸] و پس از کاهش یافتن حکم، به ۳ سال و شش ماه حبس[۳۹][۴۰] و نیز دو بار (یک بار، به ۷۰ ضربه و بار دیگر، به ۸۴ ضربه، و رویهمرفته، ۱۵۴ ضربه) شلاق، محکوم شد[۴۱][۴۲] که البته این حکم به دلیل همسر شهید بودن، بهمدت ۵ سال (و بهشرط خودداری از اعتراض و فعالیتِ دوباره)، تعلیق شد؛[۴۳] با این حال، از زمان بازداشتِ دوباره (۷ مهر ۱۳۹۸)[۴۴] تا آزادی مشروط (۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹)، نزدیک به ۹ ماه را در زندان گذاراند.[۴۵][۴۶][۴۷][۴۸] سپهری (مانند زندانیان عقیدتی-سیاسی دیگر) از حقِ داشتن وکیل (تعیینی)، محروم بوده و نیز مدتی، حق دسترسی به تلفن و دیدار با خانواده را نداشت.[۴۹] شکنجه، ابتلا به کرونا و سوءقصد به جان برادر وی[ویرایش]برادر فاطمه سپهری یعنی محمدحسین سپهری نیز به دلیل امضای بیانیهٔ ۱۴ فعال سیاسی، بازداشت و زندانی شد. برادر وی به دلیل مرخصی نیافتن در دورهٔ دنیاگیری کروناویروس (مانند عباس واحدیان شاهرودی[۵۰][۵۱][۵۲] و برخی از زندانیان عقیدتی-سیاسی دیگر)، به کرونا دچار شد.[۵۳][۵۴][۵۵][۵۶][۵۷] اصغر سپهری، برادر دیگر فاطمه سپهری گفته بود که مقامات قوهٔ قضاییه، بیماری کرونا را بهعنوان ابزاری برای شکنجه بر ضد زندانیان سیاسی، به کار گرفتهاند.[۵۸] فاطمه سپهری نیز در یکی از مصاحبههایش گفت که برادرش (محمدحسین) به دلیل افشاگری دربارهٔ انجام اعدامها در زندان مرکزی مشهد (وکیلآباد)، از دیدار با اعضای خانواده، محروم شدهاست.[۵۹] همچنین از سوی حکومت جمهوری اسلامی به جان برادرش یعنی محمدحسین سپهری و چند تن دیگر از امضاکنندگان بیانیهٔ ۱۴ فعال سیاسی، همچون: عباس واحدیان شاهرودی،[۶۰][۶۱][۶۲][۶۳] رضا مهرگان و جواد لعلمحمدی، سوءقصد شد.[۶۴]
09/21/22
Comments: I heard that too. This SHIR-ZAN has been arrested many times.
09/21/22
Comments: Farhad, Persianfootball.com is working fine. Maybe clear your cache or something.
Also check your mail tomorrow.
|