
|
|
|
|
|
|
Comments: Iran vs Japan 6 AM eastern
Comments: Faramarz, Iran U17 playing Japan tomorrow morning. It’s the semifinal. Korea and Uzbekistan are the other two playing tomorrow as well. Japan is a very good team but they seem very small and younger looking than 17. They have speed and skills. We should capitalize on our players height.
Comments: European told Iran they plan to retain ballistic missile sanctions set to expire in October under the 2015 Iran nuclear deal, a step that could provoke Iranian retaliation.
Comments: Iran takes Canada to UN court over terror listing Of IRGC
Comments: فرامرز خان, ان کسافتها پولشان از فرانسه میاید.
Comments: Those pictures of the U17 team are moving. When is the final again? By the way, we passed by the mojAhedin compound. armed guards did not let us take pictures. But where do they get their money from? This was a huge mansion.
Comments: Hello everyone. still abroad. The news about the drowned migrants have vanished here. But bbc still is blasting the news about the dead rich people.
Comments: https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=573612957750428&id=1067067579997367
Comments: [video]https://www.youtube.com/watch?v=qmRv7jHWqzI&ab_channel=%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85%7CTasnimNewsAgency[/video]
Comments: Israel seizes millions in Iran Quds Force, Hezbollah crypto assets
Comments: Unfortunately, the more natural resources, the more thefts gather.
Comments: Lithium, copper and now titanium. Another headline breakthrough for Iran in world of minerals
Comments: Japan U17 team is much smaller than the Iranian team, but they are faster. Not sure why AUS did not use their physical advantage but Iran can dominate if they utilize their height superiority. Semi-final is on Thursday very early in the morning. BTW, the U17 team is very well coached both before, during and after the matches. This is after Yemen match.
Comments: [video]https://www.youtube.com/watch?v=2CZOTnimqto&ab_channel=%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7Kavoshmedia[/video]
Comments: "چیزهایی هست که نمی دانی" قسمت دوم خوب میدانستم او هم درگیر همین حس مبهم است. میدانستم چون وقتی گل سر نارنجی رنگش را زیر میز جا گذاشت دیگر سراغش را نگرفت، همان گل سری که شده بود بزرگترین راز زندگی ام و لابه لای لباس هایم پنهانش کرده بودم و هر شب وقتی چراغ اتاق را خاموش میکردم با چراغ قوه میرفتم سر میز لباس هایم و سیر نگاهش میکردم. یک اتفاق هایی داشت بینمان رخ میداد اما به روی خودمان نمی آوردیم، بارها خواستم از لرز دست و دلم به هنگام خواندن نوشته هایش بگویم اما نمیتوانستم و این رابطه ی شیرین و پنهانی و مبهم همانگونه ادامه داشت. ایام امتحانات میان ترم دوم دخترها بود و از هفته ی بعدش هم قرار بود امتحانات میان ترم ما آغاز شود و به همین دلیل کمی رابطه مان ضعیف تر از قبل شده بود. من مامور سالن بودم و معمولا ده دقیقه پس از به صدا در آمدن زنگ آخر مدرسه، بعد از اینکه مطمئن میشدم هیچ کس در سالن نیست از ساختمان خارج میشدم. یک روز که وقتی همه رفتند و سالن خالی شد ایستاده بودم و به نیمکت خودم که فردا قرار بود او روی این نیمکت بنشیند نگاه میکردم، غرق نگاه به کسی بودم که روی میز ننشسته بود، در همین احوال زمان از دستم خارج شد و کمی دیرتر از روزهای قبل از ساختمان مدرسه خارج شدم و دیدم درب حیاط مدرسه بسته شده. هر چه صدا زدم از مستخدم مدرسه خبری نبود، مجبور شدم نزدیک خانه اش که کنج حیاط مدرسه بود بروم، نزدیک خانه اش که شدم، در سطل آشغالی که گوشه ی دیوار بود و زیاد مورد استفاده قرار نمیگرفت تعدادی برگه ی امتحانی چاپ شده به چشمم خورد، نزدیک سطل آشغال رفتم و از روی سربرگ ها فهمیدم برای کلاس سوم راهنمایی دخترانه است، همان پایه که شیفت صبح کلاس ما بودند. خبر داشتم که دستگاه چاپ مدرسه خراب است و دو سری اول را بد چاپ میکند و از سری سوم چاپ اش درست میشود، برگه ها مشکل چاپی داشت اما تا حدود زیادی قابل خواندن بود. مستخدم بیچاره هم هر بعد از ظهر پس از نظافت دفتر مدرسه این برگه هایی که برای امتحان بود و بد چاپ شده بودند و مورد استفاده نبودند را در این سطل اشغال میریخت و شب همراه باقی اشغال ها از مدرسه بیرون میبرد. دست بردم در سطل آشغال و آن برگه ی امتحانی که برای سوم راهنمایی بود را برداشتم و در کیفم پنهان کردم. تاریخ امتحان روی برگه برای پس فردا بود. سراسیمه برگشتم به داخل سالن و برگه را لوله کردم و به همراه یک نوشته که بفهمد قضیه از چه قرار است، برایش زیر میز گذاشتم و دور از چشم مستخدم مدرسه از دیوار پشتی پریدم بیرون و رفتم. تمام شب به این فکر میکردم که فردا با دیدن برگه ی امتحان میان ترم ریاضی چه حالی میشود و خنده اش که تا به حال ندیده بودم را در ذهنم مجسم میکردم و از خنده اش خنده ام میگرفت. فردا ظهر وقتی رفتم مدرسه زیر میزم برگه ای گذاشته بود با یک متن بلند بالا و کلمه به کلمه قربان صدقه ام رفته بود و در آخر برگه هم یک نقاشی کشیده بود که در آن دختر بچه ای روی پنجه ی پا ایستاده بود و چشمایش را بسته بود و پسر بچه ای خجالتی که لپ هایش گل انداخته بود را میبوسید. قند در دلم آب شد و از شدت دل ضعفه پلک هایم روی هم افتادند، اما چه فایده که او از این احوال من خبری نداشت. دیگر تمام آن یک هفته که ایام امتحاناتشان بود کارم این بود که بعد از زنگ آخر قایمکی میرفتم و از سطل آشغال برگه ی امتحانی که برای روز آینده بود را کش میرفتم و زیر میز میگذاشتم تا فردا حرف های جدید و قربان صدقه های جدید برایم بنویسد، همه ی این ها بعلاوه ی آن نقاشی بوسه که تکرار میشد. بعد از گذشت این چند روز و حرف هایی که مدام دلم را میبرد دیگر طاقتم طاق شده بود، دلم میخواست از نزدیک ببینم اش، دلم میخواست صدایش را بشنوم، دلم میخواست نامش را صدا کنم، تمام آن شعرهای نیما را که ابتدای کتاب ها مینوشت در یک دفترچه نوشته بودم و هر شب میخواندم، دلم میخواست دستش را بگیرم و با هم قدم بزنیم و درست وقتی محو نگاه کردن به قدم هایش کنار قدم هایم هستم، تمام آن شعرهای نیما را برایم بخواند. دلم میخواست بگویم در تمام این مدت چه حالی بودم. تصمیم ام را گرفتم و نامه ای نوشتم و تمام حرف های دلم را برایش گفتم.... ادامه دارد
Comments: Iran's Raisi Speaks To Putin, Expresses 'Full Support': Kremlin
Comments: U17 update Iran vs Japan Uzbekistan vs South Korea
Comments: [video]https://www.youtube.com/watch?v=3gSHzwGLNR8&ab_channel=%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7Kavoshmedia[/video]
Comments: June 29th Asian U17 semifinals Iran vs Japan
Comments: Thank you Zinsky. Regardless of what happens in the final, I think this is the first time for our U17 teams. Very special. |
| < Previous 20 | Next 20 > |